کتاب

اللهم صلی علی محمدوآل محمدوعجل فرجهم

کتاب

اللهم صلی علی محمدوآل محمدوعجل فرجهم

هویت فرهنگی ارزشمندتر است یا قدمت تاریخی؟


به راستی آیا چیزی ارزشمندتر است که قدمت تاریخی بیشتری دارد، یا آن که منعکس کننده هویت ماست؟ آیا ارزش هرچیز به قدمت تاریخی آن است یا "هویت" از آن ارزشمندتر است که لازمان است؟ آنها که قدمت تاریخی را مهمتر می دانند، مسجد محوری را که هویت ماست به پای آن ذبح می کنند!
گروه فرهنگی مشرق - برنامه "راز" به مثابه یکی از انقلابی ترین برنامه های تلوزیونی است. برنامه شنبه شب ٢٩ تیرماه راز به معماری اسلامی اختصاص داشت و وقتی نادر طالب زاده، مجری برنامه، به گزارش "مسجدی که به پای تئاتر شهر ذبح شد" که پیش از این در پایگاه تحلیلی خبری مشرق منتشر شده اشاره کرد، این برنامه به سوی یک چالش در حوزه معماری سوق پیدا کرد.

مجموعه تئاتر شهر یکی از بناهای ماندگار تهران است و شهرداری تهران در زمان آقای احمدی نژاد طرحی برای ساخت مسجدی در ضلع جنوبی آن تهیه نمود، که این طرح مسجد به دلیل تحت الشعاع قرار دادن تئاتر شهر مورد انتقاد هنرمندان قرار گرفت. در زمان شهرداری آقای قالیباف برای اصلاح این طرح تلاش شد، اما معمار آن (رضا دانشمیر) برای رفع این به اصطلاح نقیصه و حفظ حریم تئاتر شهر حالا دیگر از آن سوی بام افتاد! و طرحی ارائه کرد که بیشتر توهین به مسجد بود تا حفظ حرمت تئاتر شهر!
حالا این بحث پس از سالها سکوت رسانه ای، به بحث داغ برنامه شب گذشته راز تبدیل شد که به دلیل ضعف هایی در دفاع از مساجد، نیاز به توضیحاتی در باب آن احساس می شود. 
 
مجموعه تئاتر شهر یکی از آثار ملی  است که توسط علی سردار افخمی طراحی شده و که ساخت آن در سال ١٣٥١ هـ.ش به پایان رسید و البته کسی منکر وجود ارزشهای معمارانه و نشانه هایی از هویت ملی در معماری این اثر نیست. اما نکته مغفول مانده آنچه که در برنامه "راز" در باب منازعه میانِ بنای تئاتر شهر و مسجد جدیدالاحداث کنار آن مطرح شد؛ چیست؟ 

بنای تئاتر شهر یک ساختمان ٤٠ساله است و برای آنکه این اثر ملی در زمره بناهای دسته اول تاریخی بگنجد، هنوز مانده تا خاک تاریخ را بخورد(اما باز هم حفاظت از آن ضروری است). اما کسانی که مخالف ساخت مسجدى با مناره‌اى افراشته تر از قامت تئاتر شهر هستند؛ به یک اشتباه تاریخى مبتلایند: حفاظت از میراث فرهنگی به معناى حفاظت از کالبد و ساختمان نیست، بلکه فرهنگی که گذشتگان، ما را لایق میراث‌داری آن دیده‌اند، دارای یک جوهره ارزشمند است و باید علاوه بر ساختمان‌ها، از آن پاسبانی نمود. گوهری که زینت معماری اسلامی کشور ماست، "مسجد محورى" در عرصه معماری و شهرسازی است و حفاظت از "اصل مسجدمحوری" دقیقا همان امری است که بر قلم معماران ما واجب است. 


به راستی آیا چیزی ارزشمندتر است که قدمت تاریخی بیشتری دارد، یا آن که منعکس کننده هویت ماست؟ آیا ارزش هرچیز به قدمت تاریخی آن است یا "هویت" از آن ارزشمندتر است که لازمان است؟ آنها که قدمت تاریخی را مهمتر می دانند، مسجد محوری را که هویت ماست به پای آن ذبح می کنند!
پاسداشت اصل مسجدمحوری در دوران اسلامی، تا پیش از عصر پهلوی، توسط هیچ پادشاهی نقض نشد! و هیچ کاخی افراشته تر از مساجد بنا نشد. فی المثل کاخ عالی قاپوی میدان نقش جهان اصفهان هیچ گاه در کنار دو مسجد اطراف خود، گردن فرازی ننموده و همه بناهای شهر در کنار مساجد با کوتاه تر گرفتن ارتفاع خود، افتادگی، تواضع و حفظ حرمت مساجد را سرمشق نموده اند و با تشبیه نماها، استفاده از طاق و قوس ها و مقرنس های مسجد شهر، به اصل مسجد محوری غنا و معنا بخشیده اند. لذا این گزاره فرهنگی(مسجد محوری به عنوان جوهره میراث معماری گذشته) چیزی‌ است که حتی بیش از داشتن قدمت تاریخی ارزش دارد و حفاظت از آن امری است واجب. 

لذا مخالفت با ساخت مسجد در کنار بنای ٤٠ ساله (و البته ارزشمند) تئاتر شهر صرفاً به معنای حفاظت از میراث فرهنگی نیست؛ بلکه اگر ایضا معماری مسجد جنب تئاتر شهر به گونه ای انجام شود که مسجدمحور بودن ساختمان تئاتر از آن سلب شود نیز ارزشهای معماری تئاتر شهر را نقض کرده است. چراکه بنای تئاتر تاکنون مسجد محور بوده و اکنون با ساخت مسجدی مذبوح و مظلوم و ذلیل شده!، ساختمان تئاتر دیگر مسجد محور نیست. 

در باب مسجد محور بودن تئاتر شهر نیز، همین بس که هم اکنون، ساختمان تئاتر شهر بیشتر شبیه مسجد است تا ساختمان مسجد پست مدرن جدیدالاحداث جنب آن. خودتان قضاوت کنید؛ تئاتر شهر در زمان طاغوت پهلوی ساخته شده و مسجد پست مدرن جنب آن در عصر پس از انقلاب اسلامی!
 
مهمانان نیمه دوم برنامه شب گذشته راز، البته مقرر بود در باب معماری روستایی سخن بگویند، اما تاب نیاوردند که از "ذبح مسجد به پای تئاتر شهر" دفاع نکنند. آنها طراحی این مسجد پست مدرن (که هیچ شباهتی به مسجد ندارد) را اثری موفق نامیدند، سپس به مهجوریت معماری روستایی کشور پرداخته و آن را به تعبیری واجد الگویی برای معماری بومی امروزی ایران خواندند؛ و با این استدلال، مخاطب را در وادی سرگشتگی میان معماری پست مدرن غربی و معماری گذشته بومی روستایی رها کردند؛ که بالاخره آیا ساختن مساجد پست مدرن درست و موفق است، یا باید در گریز از معماری غربی به سراغ معماری روستایی گذشته رفت؟

عجیب است که غالبا معماران امروز ما، در ساخت بناهای جدید یا به دامان معماری غرب درغلتیده اند و یا در فرار از آن به سوی گذشته شتافته‌اند و هیچ الگوی اسلامی منطبق با شرایط امروز ندارند. البته در این برنامه راز، با گونه سومی آشنا شدیم که به هر دو عارضه معماری امروزمان، توأمان مبتلا هستند!  
 
به هر حال، اگرچه باید از بنای تئاتر شهر حفاظت شود، اما با دلیل حفاظت از میراث ملی، نباید به جنگ با مساجد رفت. مسجد محوری و پاسداری از حریم حرم خداوند، در معماری یک اولویت است؛ و هتک حرمت حرم، یک امر ...
 
مدعی خواست که آید به تماشاگه راز...

نظرات 0 + ارسال نظر
برای نمایش آواتار خود در این وبلاگ در سایت Gravatar.com ثبت نام کنید. (راهنما)
ایمیل شما بعد از ثبت نمایش داده نخواهد شد